تبليغاتX
در چشمان تو
شنبه 3 شهریور1386
كاش سفر نمي رفتم، و زندگي سوسياليستي اروپايي ها
كاش سفر نمي رفتم، و زندگي سوسياليستي اروپايي ها
"كاش سفر نمي رفتم، كاش اين همه خرج نمي كردم. از پشت پام در اومد. كاش پول هام رو جمع مي كردم و حالا حداقل براي اجاره خونه به اين و اون رو نمي انداختم. كاش اين همه خرج رو دست خودم نمي گذاشتم، الان حداقل كمي جلو تر بودم. از دماغم در اومد."
اين ها مكالماتي است كه هر كدوم از ما بعد از يك خرج كردن حسابي ممكنه با خودمون داشته باشيم. بعد از اين كه در شرايط مالي معمولي، چند ميليون تومان پول، خرج يك تفريح مي كنيم كه مي تونه وجود نداشته باشه، از دماغمون در مي آد يا خودمون اين جور فكر مي كنيم.
اما من در اين سفر چيزي ياد گرفتم كه اگر قبلش مي دونستم، حتما برنامه ريزي بهتري براش انجام مي دادم. يا بهتره بگم خودم رو آماده تر مي كردم... البته هيچ كدوم درست نيست، چون اتفاقات زندگي هميشه همينطوريه. تو نمي دوني با چه چيزي مواجه مي شي. حالا مختاري كه ازش درس بگيري و استفاده كني يا ازش انتقاد كني يا از خودت بدت بياد.
اگر اين سفر نبود، من به اين وضوح نمي فهميدم كه محتاج و درگير و اسير فقط 100.000 تومان ام. اگر اين سفر نبود، نمي فهميدم كه فقط 30.000 تومان من رو به هم مي ريزه. مشكل من 1.000.000 تومان پول پيش خانه و 600.000 پول خريد گاز و غيره نيست. من براي همون 100 هزار تومان ها هم آماده نيستم، چه برسه به اين كه بخوام خودم رو براي خريد خونه و ماشين و ... آماده كنم. اما اين ها فقط درس هاي سفر بودند و من هم تصميم خودم رو قبل از بازگشت گرفتم كه از درگيري با اين پول هاي خرد خلاص شم. خلاصي يعني آزادي و رهايي، نه بي قيدي... باز هم با حساب و كتاب خرج خواهم كرد، اما براي رسيدن به آرزوهاي بزرگم برنامه مي ريزم، نه اين كه خودم رو از نعمت يادگيري – كه حداقل نعمت اين سفر بود – محروم كنم. من در همين شرايط، كه براي هزار تومان اش هم بايد برنامه داشته باشم، هم خيراتم رو دادم و هم پس اندازم رو داشتم، چون معتقدم هم خيرات گردش پول ايجاد مي كنه و هم پولي كه من براي خودم كنار مي ذارم به خودم برمي گرده.
من روي صفحه كامپيوتر سر كارم عكس خانه اي ويلايي رو گذاشتم بالاي يك دره سرسبز و نوك يك صخره. اين عكس، من رو ياد ويلايي مي اندازه كه به زودي خارج از تهران خواهم داشت. من آرزوهام رو به يكي دو ميليون تومان نمي فروشم؛ اما براي به دست آوردنشون، بيشتر از اين ها خرج آموزش خودم مي كنم.
ادامه سفر اروپا: زندگي سوسياليستي در اروپا
اروپايي ها، با نوعي از زندگي سوسياليستي خو گرفته اند. فقط مهاجرين ايراني و غير ايراني نيستند كه حقوق پناهندگي و بيكاري و ... برايشان خيلي مهم است. وضعيت عمومي كار و اقتصاد در اغلب كشورهاي اروپايي همين طور است. من البته مي تونم راحت تر در مورد بلژيك و فرانسه نظر بدم. انگليس اوضاعش با كل اروپا متفاوت است – قلب اقتصاد مالي و سرمايه گذاري است - و آلمان نقطه ثقل اقتصاد اروپا است- شاخص هاي سنجش وضع اقتصاد اتحاديه اروپا، با شاخص هاي آلمان سنجيده مي شه –
اما آنچه در كشورهايي كه من ديدم قابل مشاهده بود، گرفتاري اغلب آن ها در تفكري بود كه خودشان پايه اش را گذاشته اند. آن ها نمي توانند به شهروندان و مهاجرانشان حقوق بيكاري ندهند. چون آن ها اعتراض مي كنند – به صورت دموكراتيك- و دولت ها اعتبارشان را از دست مي دهند.
آن ها نمي توانند نظام بيكار پروري را كه ساخته اند براي كار مجدد تنظيم كنند. چون براي اين كار بايد قوانين شان را زير و رو كنند و اين كار باعث اعتراض دموكراتيك و قانوني مردم و كاهش اعتبار دولت ها مي شود.
دولت ها براي كسب اعتبار پيش مردم، حقوق بيكار ها را افزايش هم مي دهند و شرايط زندگي بدون كار را فراهم تر مي كنند و مزاياي اجتماعي فراوان مي دهند.
براي همه اين امور هم از ماليات هايي استفاده مي كنند كه از بچه پولدار ها و آدم هاي ثروت مند مي گيرند. دندشان نرم، پول دارند، ماليات بدهند. شرايط كاهش ماليات براي اين قشر بسيار مشكل است. معادل حقوق هر نيروي كاري كه استخدام مي كنند، بايد ماليات بدهند تا بيكارهايي كه اين ها هم نمي توانند استخدامشان كنند – به دليل شرايط سخت گيرانه دولت براي ايجاد شغل – حقوقشان را از دولت بگيرند به جاي كارفرماها.
اين شرايط، گرچه به سقوط اقتصادي منجر نشده و نمي شود –به دليل وجود زيرساخت هاي قوي اقتصادي- اما اروپايي كه پارسال من ديدم با آنچه امسال ديدم و آنچه پدرم سي و اندي سال در آن چند صباحي زندگي كرده بود و آنچه برادرم طي 10 سال گذشته تعريف كرده، تفاوت چنداني نكرده.
زندگي در اروپا را دوست ندارم به دليل همين سكونش. به دليل رشد آرام و مشكل اش. آمريكا، كشور سرمايه داري است به معناي واقعي اش. آنجا تو بايد كار كني و در اين صورت است تنها كه تو مي تواني پيشرفت كني و باعث پيشرفت شوي.

نوشته شده توسط آقاي همسر در 9:57 | | لینک به این مطلب