نمی دانم اگر امروز، به خاطر قولی که به مادرم دادم، ۴۰ میلیون تومان که ۱۰ تایش را تا الان پاس کرده ام، بدهکار نبودم، الان چی داشتم؟ ولی می دونم الان سه چهارتا قرارداد دارم، که هر کدومشون می تونن من رو به بخشی از اهدافم برسونن. این رو از تمام ماجراهایی که به خاطر اون ۴۰ میلیون تومان سرم اومد، فهمیدم که اندازه ام، یعنی اندازه جیبم تغییر کرد. قبل از این، چک یک میلیون تومانی هم در جیبم دوام نمی آورد.
می دونم که هنوز خیلی چیزها هست که باید بدونم، اما چیزی که تا حالا یاد گرفتم برام خیلی ارزش داره. هر چند این روزها، خیلی سخت می گذره، اما می دونم این سختی رو به خاطر چی قبول کردم. سرمایه گذاری هام، اگر چه هنوز به طور کامل جواب نداده اند، اما به اعتبار اون ها، می تونم تا آینده مشخصی رو جلو برم.
ماه پیش برای این که بتونم به پولم برسم، اولین کاری که کردم، خورد کردن بدهی ام، از یک نفر به چند نفر بود. حالا چند نفری هستند که هر کدوم مقدار کمی از یک میلیون تومان تا ۱۰ میلیون تومان از من طلب دارند. و این مبلغ هم، آروم آروم داره جور می شه. سخت هست، ولی شدنی بود. یک جایی باید اندازه جیبم رو تغییر می دادم و من، این راه رو انتخاب نکردم، به ناچار خودم رو توش دیدم، اما چیزی که به دست آوردم، ارزشش رو داشت.
آثار تاریخی در اروپا
در ايتاليا، نكته چشم گيري نديدم كه بخوام با توجه به اون بگم آثار تاريخي شان را خيلي عالي حفظ مي كردند. در يك شهر تاريخي، پومپي، اتاقكي بود، پر از سفال و خرده سفال و آدم هاي سوخته و فسيل شده. به نظر نمي آمد اون همه جنس توي قفسه هاي آهني جاشون باشه و بهترين راه نگهداري و نمايششون همين باشه. اما چيزي كه در اين كشور، مثلا در قلعه اي تاريخي كه كنار دريا واقع شده بود، يا در رم قابل مشاهده بود، تلاش براي به نمايش گذاشتن همه آن چيزي بود كه از گذشته به آن ها رسيده.
مثلا در همين قلعه اي كه مي گم، يك موزه بود كه بخشي از آن مربوط به دوره هاي تاريخي بود و از زير خاك طي كاوش به دست آمده بود. يادم نيست تاريخش مربوط به چه زماني بود، فقط اين برايم مهم بود كه چه طور اين بخش از اتاقك هاي قلعه را به نمايش گذاشته اند.
يك اتاق، با كف شيشه اي، كه البته با كمي زحمت، به دليل انعكاس نور، مي تونستي آثاري رو كه اون زير به دست آورده اند، ببيني؛ یکی از روش هایی بود که اون ها انتخاب کرده بودند برای به نمایش گذاشتن آثارشان. حتما خانم همسر يادش هست كه اونجا چي بود، چيزي شبيه حمام عمومي و خزينه، اما خيلي قديمی، با چند تا استخوان جسد آدم هايي كه داشتند شنا مي كردند یا تو سونا حال می کردند!

زیر پای این پسر رو نگاه کنید، کاش اونجا بودید تا شما هم مثل بعضی ها می ترسیدید.
همين نحوه نمايش رو در يكي از كليساهاي قديمي داخل شهر ناپل هم ديديم. اونجا ديگه واقعا چيزي شبيه حمام بود. بخش هایی از حمام که از زیر خاک درآمده بود، با ترتیب خاصی مسیر بندی شده بود که بتونی از لابلای اون بگذری و اتاق ها و بخش های مختلف حمام رو از نظر بگذرونی.

اگر خبرنگارهای فضولی مثل ما باشند، که حتما می گویند:آقا ببخشید! چرا این داربست های فلزی را نصب کرده اید؟ ولی خدا وکیلی، داربست هاشون هم از مال ما شکیل تره، نه این که مرغ همسایه غاز باشه ها
در رم اما پر بود از بخش هايی از شهر قدیم رم، كه برمي گشت به چند هزار سال پيش و از جا به جای شهر، آثارش بیرون زده بود. همينطور كه توي شهر قدم مي زني، يه بخش گود شده با يا بدون حفاظ مي بيني كه يا فقط قابل ديدنه يا مي شه داخلش هم رفت. حالا يا يه تيكه ستون ازش معلوم هست يا بخشي از يك شهر بوده.

یک ساختمان نسبتا جدید پشت ستون هایی از رم باستان، شیوه زندگی همزمان تاریخ و زندگی امروز در این شهر تاریخی اند.
در بروكسل، پايتخت بلژيك هم همين صحنه رو، يك بار ديدم. اين كه مي گم يك بار، به دليل اين بود كه جز ساختمان هايي كه قدمت گاه چند صد ساله دارند، باقي شهر چندان قديمي نيست. اما برايشان جالب بود كه بخشي از شهرشان قدمت بيشتري دارد. نمي دانم براي چه منظوري آن بخش را كنده بودند و ناگهان متوجه تاريخي بودن آن شده بودند. دورش را حصار شيشه اي كشيده بودند و همينطور كه از پياده رو مي گذشتي، مي توانستي نگاهي هم به داخل آن بياندازي. ديوارها و سقف و چند ستوني كه پيدا بود، احتمالا بخشي از يك شهر را نشان مي داد.
اما بيشتر از اين دنبال اثر تاريخي نمي گشتند. چيزي كه عليزاده – باستان شناس – به من ياد داد اين بود كه در دنياي باستان شناسي نو، به دنبال پاسخ به یک یا چند سوال، كاوش مي كنند و چون اين آثار به دنبال پاسخ گويي به هيچ سوالي كشف شده اند، آن ها هم بيشتر از اين زير و رويش نمي كنند.
نکته دیگرش، اهمیت دیده شدن توسط مردم است و اهمیت نگهداری از آن ها. کاری که ما نه برای دیده شدن آثار می کنیم و نه برای حفظشان. حفظ، نه به معنی حصار کشیدن و محافظ گذاشتن، بلکه به معنی خراب نکردن و برج و ساختمان جایش نساختن.

