تبليغاتX
در چشمان تو - تجربه ای بزرگ تر از خودم
پنجشنبه 12 دی1387
تجربه ای بزرگ تر از خودم

تجربه كار در كارخانه، كار در مجموعه اي كه با استانداردهاي ايزو كار مي كند، پذيرش مسئوليت آموزش در مجموعه اي به بزرگي 370 نفر با آموزش در حوزه هاي كاملا فني و تخصصي و دست آخر هم كار با همكاري كه تو رو مزاحم پيشرفت خودش مي دونه و فكر مي كنه جاش رو تنگ كردي؛ تجربيات ارزنده اي مي تونه باشه براي مديريت، مديريت آموزش، استاندارد سازي و ....

حالا دارم احساس می کنم می تونم(و البته می خوام) بازی بزرگ تری بکنم. بزرگتر از اونچه تا حالا انجام دادم. پذیرش مسئولیت در این کارخانه، بزرگترین مسئولیتی بوده که تا حالا داشتم و البته از قبولش، خیلی خوشحالم.

مهم ترین ویژگی هاش، غیر از بازی متفاوت خودم، برخورد با آدم های متفاوتی در حوزه مدیریت از یک طرف و ارتباط با مجموعه ایه که می خواد جهانی عمل کنه.

رفتار مدیریتی شون، البته در سطح عالی، از این نظر جالبه که رفتاریه که خیلی دوست داشتم عملیش کنم. رفتاری که در اون، اهداف رو تعیین و تعریف می کنی و اون هم به صورت دقیق و روشن. مسیر رو مشخص می کنی و بعد هم فرد رو آزاد می ذاری تا با روش خودش عمل کنه. البته توی مسیر هم کمکش می کنی که اگه خواست، روش تو رو هم امتحان کنه.

ویژگی جهانی عمل کردنشون هم از این نظر خوبه که روش های استاندارد و مناسبی رو ارایه می کنن برای اجرا.

اما دوري، چيزيه كه نمي شه ازش راحت گذشت. امروز دیگه فرار کردم و زدم بیرون. غیر از دو سه ساعت که برای کارهای اداری و کمی خرید بین روز آمده بودم ماهشهر، باقی ساعت های ۸ روز گذشته رو توی کارخونه بودم. کارخونه پر از لوله های فولادی که روی هم سوار شدن و یک سوله عظیم که باز هم داره از این لوله ها می سازه و حدود ۳۷۰ کارگر و پرسنل اداری که دارن توی این فضا کار می کنن.

۷ صبح سر کاریم تا .... من و خیلی های دیگه ۹ شب. کارخونه هم ۲۴ ساعت کار می کنه جز ۵ شنبه شب و جمعه. من البته کار دیگه ای ندارم. ۵ شنبه و جمعه هم سر کارم. کار هم البته تلنبار شده و زیاده.

تفریح من همه کتاب ها و مجله هایی است که با خودم آوردم. لپ تاپم هم فعلا کار نمی کنه و می ترسم حالا حالا ها کار نکنه. اس ام اس و تلفن به دوست و رفقا(البته با احتیاط برای تمام نشدن شارژ موبایل)، تفریح دیگه منه.

من ماهشهرم برای روزهای شکلات تلخ (به قول یکی از رفقای با مرام)

البته خانم همسر کلی شکلات همراهم فرستاد، ولی روزهای شکلات تلخ چیز دیگه ایه

نوشته شده توسط آقاي همسر در 19:25 | | لینک به این مطلب